پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری

فغان ز محنت دوریّ و درد مهجوری

زهی ز طره تو تیره عنبر سارا

زهی ز چهره تو منفعل گل سوری

ز پرده مست برآ تا کنند زاهد و شیخ

بدل به جامه مستی لباس مخموری

طبیب من تو که چون یوسف از تو بس زن و مرد

نجات یافته از رنج پیری و کوری

چه حالتست که از تو نصیب و قسمت من

همیشه خستگی است و مدام رنجوری

رفیق را لب میگون و نرگس مستت

بود می عنبیّ و شراب انگوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷اگر رود سر من چون حباب بر سر می
  2. شمارهٔ ۳۰۸ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری
  3. شمارهٔ ۳۰۹بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
  4. شمارهٔ ۳۱۰جفاکارا به یاران جز جفا کاری نمی‌دانی
  5. شمارهٔ ۳۱۱جفاکاری تو یارا جز جفاکاری چه می‌دانی؟
  6. شمارهٔ ۳۱۲تو نامهربان مه همانی که بودی
  7. شمارهٔ ۳۱۳برای مدعی ترک من ای پیمان شکن کردی
  8. شمارهٔ ۳۱۴چنان گشته ام ناتوان از جدایی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.