پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۰

شد روزها که دارم بی مهر روی ماهی

صبحی چو شام تاری روزی چو شب سیاهی

نگذارم و نگاهم چون زین الم که دارم

هجران جان گدازی حرمان جسم کاهی

ای بی وفا خدا را کم کن جفا که ما را

جز مهر نیست جرمی غیر از وفا گناهی

تا کی ز درد و داغت ریزم شب و کشم روز

هردم ز دیده اشکی هر لحظه از دل آهی

بنمای رخ نگارا گر بنگرد چه باشد

چشم امیدواری روی امید گاهی

لب بست و چشم پوشید پیشت رفیق و جان داد

در آرزوی حرفی، در حسرت نگاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۲در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنی
  2. شمارهٔ ۳۰۳پیام من برسان ای نسیم صبح به جایی
  3. شمارهٔ ۳۰۴از آن در سینه از من کینه داری
  4. شمارهٔ ۳۰۵به لب رسیده مرا جان ز محنت دوری
  5. شمارهٔ ۳۰۶ز می نام و نشان تا هست باقی
  6. شمارهٔ ۳۰۷اگر رود سر من چون حباب بر سر می
  7. شمارهٔ ۳۰۸ای قد تو سرو سهی روی تو گلبرگ طری
  8. شمارهٔ ۳۰۹بندم از بند جدا گر تو جفا پیشه نمایی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.