پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۹

دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای

چنانکه خواست دل من تو آنچنان شده ای

نمی توان ز تو شد خوبتر به حسن که تو

به حسن خوبتر از هرچه می توان شده ای

کسی که نیست ازو خوبتر به شهر کسی

چو خوب می نگرم خوبتر از آن شده ای

از آن بجان و دلت دوستم که از دل و جان

به غیر دشمن جان گشته خصم جان شده ای

به کام من شده ای سخت سرگران با غیر

برغم غیر به من خوب مهربان شده ای

برابری نتوانی به ماه من ای ماه

تو همچو او نشوی گر بر آسمان شده ای

اگر نه ای تو پریرو چرا ز رفیق

ربوده ای دل و از دیده اش نهان شده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
  2. شمارهٔ ۲۹۲کی تو چو من ای نگار داری
  3. شمارهٔ ۲۹۳نظر سوی دل افگاری نداری
  4. شمارهٔ ۲۹۴بخشم از من گذر کردی و رفتی
  5. شمارهٔ ۲۹۵ز تست ما را امید یاری به توست ما را امیدواری
  6. شمارهٔ ۲۹۶خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی
  7. شمارهٔ ۲۹۷مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی
  8. شمارهٔ ۲۹۸به غیر آن ماه را بی‌مهر با من مهربان کردی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.