پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

عادت به این مکن که کنی جور و کین همه

نیکوست جور و کین ز نکویان نه این همه

از دلبران کدام بنالند عاشقان

هستند این گروه جفاجو چنین همه

نقص تو نیست جور و جفا زانکه بوده اند

خوبان همه چنان و نکویان چنین همه

صد درد بر دلست مرا غیر درد عشق

ای کاش بود درد دل من چنین همه

با روی این چنین گذری گر به چین شوند

حیران روی خوب تو خوبان چین همه

زان لعل لب که خاتم خوبیست باشدت

هر ملک دل که هست به زیر نگین همه

ماهی نه چون رخ تو بود بر همه فلک

سروی نه چون قد تو بود بر زمین همه

گاهی به من ز روی ترحم نگاه کن

بر رغم من به سوی رقیبان مبین همه

هر جا رفیق خواند به وصف تو شعر خویش

کردند اهل طبع بر آن آفرین همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
  2. شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه
  3. شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
  4. شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای
  5. شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
  6. شمارهٔ ۲۹۲کی تو چو من ای نگار داری
  7. شمارهٔ ۲۹۳نظر سوی دل افگاری نداری
  8. شمارهٔ ۲۹۴بخشم از من گذر کردی و رفتی
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.