پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

تا کلک قضا رقم کشیده

نقشی چو رخ تو کم کشیده

صورتگر چین ز رشک رویت

بر صورت چین قلم کشیده

تو آن صنمی که هر که جامی

از دست تو ای صنم کشیده

نه یاد زلال خضر کرده

نه حسرت جام جم کشیده

ای پا به ره جفا نهاده

از راه وفا قدم کشیده

اکنون نه رفیق جور عشقت

پی در پی و دم به دم کشیده

تا دیده و تا کشیده از تو

محنت دیده ستم کشیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره
  2. شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
  3. شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه
  4. شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
  5. شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای
  6. شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
  7. شمارهٔ ۲۹۲کی تو چو من ای نگار داری
  8. شمارهٔ ۲۹۳نظر سوی دل افگاری نداری
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.