پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟

بی‌سبب تیغ ستم آخته‌ای یعنی چه؟

قامتی را که قیامت ز قیامش خیزد

از پی قتل من افراخته‌ای یعنی چه؟

آتشین ز آتش می آن رخ افروخته را

از پی سوختنم ساخته‌ای یعنی چه؟

نظر انداخته‌ای بر همه بی‌وجه و مرا

بی‌گناه از نظر انداخته‌ای یعنی چه؟

باخته من به تو در نرد محبت دل و تو

خصم جان من دل‌باخته‌ای یعنی چه؟

به ره مهر و وفا ای بت بی‌مهر و وفا

صد رهم دیده و نشناخته‌ای یعنی چه؟

چون دلت آینهٔ آن رخ زیباست رفیق

زنگ ز آیینه نپرداخته‌ای یعنی چه؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵عادت به این مکن که کنی جور و کین همه
  2. شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره
  3. شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
  4. شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه
  5. شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
  6. شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای
  7. شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
  8. شمارهٔ ۲۹۲کی تو چو من ای نگار داری
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.