پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

تنی دارد بنامیزد ز جان به

نه از جان من از جان جهان به

رخی بهتر ز ماه بدر صد بار

قدی صد بار از سرو روان به

گل روئی که گوئی لوحش الله

ز گل نیکوتر و از ارغوان به

می از دست تو یک شب تا سحرگاه

ز آب خضر و عمر جاودان به

مگو زاهد به رندان خرابات

که باغ جنت از کوی مغان به

می و میخانه باشد می کشان را

ز آب کوثر و باغ جنان به

نشاید تافتن از دلبری روی

که نتوان یافتن دیگر از آن به

چو می گردد به عکس خواهش ما

نگردد بعد از این گر آسمان به

بود شعر رفیق از غیر بهتر

ولیکن گفتهٔ حافظ از آن به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴تا کلک قضا رقم کشیده
  2. شمارهٔ ۲۸۵عادت به این مکن که کنی جور و کین همه
  3. شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره
  4. شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
  5. شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه
  6. شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
  7. شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای
  8. شمارهٔ ۲۹۱ای خوی بد ای دلبر بدخو که تو داری
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.