پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

تا لاله و گل هست میان گل و لاله

با لاله رخی کن می گلگون به پیاله

یارب چه گلی ای گل رعنا که در این باغ

نه بوی تو دارد گل و نه رنگ تو لاله

یک روز به من نگذرد از عمر که بی تو

صبحم به فغان نگذرد و شام به ناله

از تاب عرق روی تو این لطف که دارد

دارد نه گل از شبنم و نه لاله ز ژاله

جز زلف و خطت کز گل رخسار دمیده ست

از گل ندمد سنبل و از لاله کلاله

چون سگ بدوَم آن سرِ کویت ، ز حوالی،

کاین منزلم از روز ازل گشته حواله

هر کس نگرد ماه رخ و هاله ی خطت

من بعد نگوید چو رفیق ازمه و هاله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟
  2. شمارهٔ ۲۸۴تا کلک قضا رقم کشیده
  3. شمارهٔ ۲۸۵عادت به این مکن که کنی جور و کین همه
  4. شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره
  5. شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
  6. شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه
  7. شمارهٔ ۲۸۹دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ای
  8. شمارهٔ ۲۹۰بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.