پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

آمد ز خانه بیرون در دست جام باده

طرف کله شکسته بند قبا گشاده

مستانه آن خرامان وز هر طرف براهش

مستی ز دست رفته رندی ز پا فتاده

جان دادمش چو دیدم او را نباشد آری

عاشق کسی که دیده جانان و جان نداده

چون حسن آن پریوش چون عشق من بلاکش

هر لحظه گردد افزون هر دم شود زیاده

زان غمزه آن چه دیدم مرغ دلم ندیده

گنجشک بال بسته از باز پر گشاده

سودای سرو و گل را بردند از سر من

رعناقدان نوخط زیبارخان ساده

کرده رفیق فارغ دل از پری وجودم

آن لعبت پری رو آن ماه حور زاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰ای می فروش آزادیم زین سبحهٔ صددانه ده
  2. شمارهٔ ۲۸۱تا لاله و گل هست میان گل و لاله
  3. شمارهٔ ۲۸۲تنی دارد بنامیزد ز جان به
  4. شمارهٔ ۲۸۳بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟
  5. شمارهٔ ۲۸۴تا کلک قضا رقم کشیده
  6. شمارهٔ ۲۸۵عادت به این مکن که کنی جور و کین همه
  7. شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره
  8. شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.