پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

این همه الفت به غیر از من جدایی این همه

آشنایی این همه ناآشنایی این همه

تا کی از اهل وفا باشی جدا ای بی‌وفا؟

با وفاداران نشاید بی‌وفایی این همه

از لبش دایم گدایی می‌کنم بوسی و نیست

غیر دشنامی نصیبم از گدایی این همه

می‌بری از ناکس و کس دل به روی خوب و نیست

خوب جان من ز خوبان دلربایی این همه

این قدر منما به خوبان رخ که پیش مردمان

خوش نباشد ای پری‌رو خودنمایی این همه

چشمهٔ نوش تو بیش از آب حیوان جان‌فزاست

کآب حیوان را نباشد جان‌فزایی این همه

بس نما لاف وفا پیش سگان او رفیق

کز وفاکیشان بود بد خودستایی این همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱تا لاله و گل هست میان گل و لاله
  2. شمارهٔ ۲۸۲تنی دارد بنامیزد ز جان به
  3. شمارهٔ ۲۸۳بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟
  4. شمارهٔ ۲۸۴تا کلک قضا رقم کشیده
  5. شمارهٔ ۲۸۵عادت به این مکن که کنی جور و کین همه
  6. شمارهٔ ۲۸۶جان می کندم ز تن کناره
  7. شمارهٔ ۲۸۷به چرخ اگر چه فزونست از شماره ستاره
  8. شمارهٔ ۲۸۸کشم جور از غمت ای نازنین ماه
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.