پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو

به جان و دل شده ام مبتلای آن هر دو

دو آفتاب ز یک برج کرده اند طلوع

دو ماه گشته عیان از یک آسمان هر دو

دو گلعذار که در خوبیند هر دو مثل

دو لاله رخ که به حسنند داستان هر دو

نموده اند به من هر دو رخ ز هم پنهان

ربوده اند دل از من ز هم نهان هر دو

میان گشوده به پهلوی غیر هر دو ز مهر

ز کینه بسته پی قتل من میان هر دو

ز دست هر دو مرا رفته هر دو دست از کار

ز چشم هر دو مرا چشم خونفشان هر دو

رفیق دور از آن هر دو مانده در کاشان

رفیق نیک و بد ایشان در اصفهان هر دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو
  2. شمارهٔ ۲۷۳دشمنی آن قدر که با ما تو
  3. شمارهٔ ۲۷۴گل خوار بود چو خار بی تو
  4. شمارهٔ ۲۷۵جان و دلم راست صد رخنه هر سو
  5. شمارهٔ ۲۷۶خوش تر ز طوبی است به خوبی نهال تو
  6. شمارهٔ ۲۷۷افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو
  7. شمارهٔ ۲۷۸آمد ز خانه بیرون در دست جام باده
  8. شمارهٔ ۲۷۹این همه الفت به غیر از من جدایی این همه
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.