پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو

پروای سر خویش ندارم به سر تو

در راه تو آن خاک نشینم که نخیزد

گر خاک شوم خاک من از رهگذر تو

بسیار کم افتد نظر لطف تو با من

افتاده ام آیا بچه جرم از نظر تو

اغیار به او محرم و محروم ازو من

ای ناله چه شد سوز و کجا شد اثر تو

تا کی کشم از جور و جفای تو ز دل آه

آه از دل از مهر و وفا بی خبر تو

گر قیمت هر بوسه دلی خواهی و جانی

بهر دل و جان کیست که خواهد ضرر تو

عشق تو رفیق از لب خشک تو نشد فاش

رسوای جهان کرد ترا چشم تر تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴گل خوار بود چو خار بی تو
  2. شمارهٔ ۲۷۵جان و دلم راست صد رخنه هر سو
  3. شمارهٔ ۲۷۶خوش تر ز طوبی است به خوبی نهال تو
  4. شمارهٔ ۲۷۷افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو
  5. شمارهٔ ۲۷۸آمد ز خانه بیرون در دست جام باده
  6. شمارهٔ ۲۷۹این همه الفت به غیر از من جدایی این همه
  7. شمارهٔ ۲۸۰ای می فروش آزادیم زین سبحهٔ صددانه ده
  8. شمارهٔ ۲۸۱تا لاله و گل هست میان گل و لاله
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.