پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

جان و دلم راست صد رخنه هر سو

زان تیر مژگان زان تیغ ابرو

برد از کفم دل طفلی چه سازم

من سست پنجه آن سخت بازو

چشم بد غیر یارب نبیند

آن عارض خوب آن روی نیکو

بردند از کف دین و دل من

آن چشم ترک و آن خال هندو

خونم چو ریزی در کوی خود ریز

کافتد سر من بر آن سر کو

یکدم نباشم یکدم نباشد

بی فکر او من در فکر من او

تا جان سپارد دل برندارد

یکدم رفیق از آن سر کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷افکند مرد چنین گر نگه پرفن تو
  2. شمارهٔ ۲۷۸آمد ز خانه بیرون در دست جام باده
  3. شمارهٔ ۲۷۹این همه الفت به غیر از من جدایی این همه
  4. شمارهٔ ۲۸۰ای می فروش آزادیم زین سبحهٔ صددانه ده
  5. شمارهٔ ۲۸۱تا لاله و گل هست میان گل و لاله
  6. شمارهٔ ۲۸۲تنی دارد بنامیزد ز جان به
  7. شمارهٔ ۲۸۳بی‌جهت توسن کین تاخته‌ای یعنی چه؟
  8. شمارهٔ ۲۸۴تا کلک قضا رقم کشیده
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.