پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

شد چو شب روزم سیاه از دست تو

آه از دست تو آه از دست تو

خون من تنها نمی ریزی که ریخت

خون چندین بی گناه از دست تو

گفتی آهت دمبدم از دست کیست

گه ز دست بخت گاه از دست تو

دست افشان رفتی و بر باد رفت

کوه صبر من چو کاه از دست تو

این چه بیداد است آخر تا به کی

دادخواه و دادخواه از دست تو

از که خواهم داد چون خواهند داد

هم گدا هم پادشاه از دست تو

از نگاهی می بری صد دل رفیق

دل چه سان دارد نگاه از دست تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
  2. شمارهٔ ۲۷۰دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
  3. شمارهٔ ۲۷۱با این همه بی وفائی تو
  4. شمارهٔ ۲۷۲گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو
  5. شمارهٔ ۲۷۳دشمنی آن قدر که با ما تو
  6. شمارهٔ ۲۷۴گل خوار بود چو خار بی تو
  7. شمارهٔ ۲۷۵جان و دلم راست صد رخنه هر سو
  8. شمارهٔ ۲۷۶خوش تر ز طوبی است به خوبی نهال تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.