پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین

دگر چه کار کنم اختیار بهتر ازین

تا توانی در توانایی مکن جور و ستم

ای شهنشاه توانا بر گدای ناتوان

عدل و جود آموز کز جود و عدالت مانده است

در جهان نام و نشان حاتم و نوشیروان

گر دهند از مرحمت پندی بزرگانت رفیق

از بزرگان بشنو آن را به خردان بشنوان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
  2. شمارهٔ ۲۶۶آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
  3. شمارهٔ ۲۶۷شد چو شب روزم سیاه از دست تو
  4. شمارهٔ ۲۶۸کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
  5. شمارهٔ ۲۶۹نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
  6. شمارهٔ ۲۷۰دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
  7. شمارهٔ ۲۷۱با این همه بی وفائی تو
  8. شمارهٔ ۲۷۲گر سر ببرندم نکشم پا ز در تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.