پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

دل نه همین می برد از من حسن

شهره شهر است بهر فن حسن

احسن وجهند بتان از بتان

هست به وجه حسن احسن حسن

در صفت خط حسن نازلست

انبته الله نباتاً حسن

گل همه تن گوش شود گر بباغ

لب بگشاید پی گفتن حسن

پست نماید به نظر قد سرو

گر بخرامد سوی گلشن حسن

حسن حسن جلوه کند گر چنین

دل برد از شیخ و برهمن حسن

دامنم آلوده تر از غیر نیست

می کشد از من ز چه دامن حسن

من به حسن دوستم اما رفیق

دوست نمی داند و دشمن حسن

گر نه چنان بود باین عشق و حسن

من ز حسن بودم و از من حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
  2. شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
  3. شمارهٔ ۲۶۶آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
  4. شمارهٔ ۲۶۷شد چو شب روزم سیاه از دست تو
  5. شمارهٔ ۲۶۸کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
  6. شمارهٔ ۲۶۹نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
  7. شمارهٔ ۲۷۰دو دلستان که بلای دلند و جان هر دو
  8. شمارهٔ ۲۷۱با این همه بی وفائی تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.