پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

عاشقان را به جفا خوار مکن

مکن ای شوخ جفا کار مکن

زهر در ساغر احباب مریز

می به پیمانه ی اغیار مکن

کار اغیار به یکبار مساز

ترک احباب به یکبار مکن

از بتان جور و جفا با عشاق

گرچه خوبست تو بسیار مکن

ترسم از زاریم آزرده شوی

مکن آزار من زار، مکن

نقل و می خوردن شب با مستان

روز با مردم هشیار مکن

یا مپرس از غم ما یا ما را

به غم خویش گرفتار مکن

کار من ساخته حاشایت چیست

هست این کار تو انکار مکن

بارها حرف کسان کردی گوش

گوش کن حرف من این بار مکن

می کنی جور و جفا گر برفیق

به رفیقان وفادار مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
  2. شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن
  3. شمارهٔ ۲۶۳به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
  4. شمارهٔ ۲۶۴بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
  5. شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
  6. شمارهٔ ۲۶۶آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
  7. شمارهٔ ۲۶۷شد چو شب روزم سیاه از دست تو
  8. شمارهٔ ۲۶۸کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.