پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند

که پیش روی تو مردن هزار بهتر ازین

سگ تو یار من و کوی تو دیار من است

چه یار بهتر ازین و دیار بهتر ازین

ز مهر و مه شب و روزم چه سود بی تو که هست

شب سیه به ازین روز تار بهتر ازین

مرا که صید توام پاس دار بهتر ازین

که در کمند نیفتد شکار بهتر ازین

سواره می روی و خلق می نمایندت

بیکدگر که نباشد سوار بهتر ازین

به بزم وصلم و از رشک غیر می گویم

که درد هجر و غم انتظار بهتر ازین

رفیق شهر پر و شهریار پر دیدم

نه شهر دیدم و نه شهریار بهتر ازین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن
  2. شمارهٔ ۲۶۳به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
  3. شمارهٔ ۲۶۴بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
  4. شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
  5. شمارهٔ ۲۶۶آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
  6. شمارهٔ ۲۶۷شد چو شب روزم سیاه از دست تو
  7. شمارهٔ ۲۶۸کس را اگر یاری بود ای یار یاری همچو تو
  8. شمارهٔ ۲۶۹نه صبر دارم و نه تاب و نه توان بی تو
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.