پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

به غیر دل که کند تا سحر فغان با من

بشب فراق تو کس نیست همزبان با من

ترا نمی کند ای ماه مهربان با من

ببین چه می کند از کینه آسمان با من

به جان تو که گرم دوستی تو باکی نیست

شوند دشمن اگر جمله ی جهان با من

مرا تو دشمن و من دوستم ترا تا کی

من این چنین به تو باشم تو آنچنان با من

خوش است غیر ز جورت به من وزین غافل

که جور فاش تو لطفی بود نهان با من

ازین بقید تنم جان پاک مانده که هست

سگ تو رام به این مشت استخوان با من

نمی شود که نباشد کنار من پرخون

رفیق تا بود این چشم خونفشان با من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن
  2. شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
  3. شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
  4. شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن
  5. شمارهٔ ۲۶۳به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
  6. شمارهٔ ۲۶۴بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
  7. شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
  8. شمارهٔ ۲۶۶آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.