پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من

مباد کم نفسی سایه ی تو از سر من

چنین که محو جمال توام نمی دانم

منم مقابل تو یا تویی برابر من

قدم به کلبه ی من نه که رشک خلد شود

سرای تنگ من و کلبه ی محقر من

چه ساقیی تو که پیوسته از می لطفت

پر است ساغر غیر و شکسته ساغر من

به شکر اینکه لبت خشک و چهره ات تر نیست

ببخش بر لب خشک و به دیده ی تر من

رفیق اگر چه بهر عهد دلبران بودند

به عهد سست نبودند همچو دلبر من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
  2. شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن
  3. شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
  4. شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
  5. شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن
  6. شمارهٔ ۲۶۳به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
  7. شمارهٔ ۲۶۴بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
  8. شمارهٔ ۲۶۵خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.