پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۴

نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من

بقدر مهر من بر من کند گر جور وای من

پرستم گر بتی جز تو بت دیرآشنای من

خدای من تویی ای بت تویی ای بت خدای من

ندیده پیشتر نشنیده افزون تر کسی هرگز

جفایی از جفای تو وفایی از وفای من

بکش زارم میندیش از هلاک من که می باشد

جز این نه مطلب من غیر از این نه مدعای من

به خونم چون کشی سویم نگاهی کن که در محشر

بهای خون نخواهم از تو، بس این خونبهای من

بدرد هجر جانان چند [و] تا کی مبتلا باشم

به جان خود که رحمی کن به جان مبتلای من

برای داغ و دردت مرهم و درمان نمی خواهم

که داغت مرهم من باشد و دردت دوای من

رفیق آن مانده واپس از رفیقانم در این وادی

که غیر از سایهٔ من کس نباشد در فقای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۶خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من
  2. شمارهٔ ۲۵۷به غیر دل که کند تا سحر فغان با من
  3. شمارهٔ ۲۵۸صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
  4. شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن
  5. شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
  6. شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
  7. شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن
  8. شمارهٔ ۲۶۳به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.