پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من

کنار من پر از خون شد چو رفتی از کنار من

ندارد جز بر وصل و نیارد جز بر حرمان

نهال آرزوی غیر و نخل انتظار من

قد سرو و عذار گل چه خوش بودی اگر بودی

چو قد سرو قد من چو روی گلعذار من

سگ او تا شدم تا از سگان کوی او گشتم

فزون گردید قدر من شد افزون اعتبار من

شدم مستغنی از باغ و بهار و سرو و گل تا شد

سر کوی تو باغ من گل رویت بهار من

نه تار و تیره از خال و خط دیگر بتان ای بت

بود این روزهای تیره این شب‌های تار من

که از زلف پریشان تو و خط سیاه تو

پریشان گشت روز من سیه شد روزگار من

بود شغلی و کاری هر کسی را و رفیق اما

ثنای تست شغل من دعای تست کار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
  2. شمارهٔ ۲۵۶خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من
  3. شمارهٔ ۲۵۷به غیر دل که کند تا سحر فغان با من
  4. شمارهٔ ۲۵۸صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
  5. شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن
  6. شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
  7. شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
  8. شمارهٔ ۲۶۲دل نه همین می برد از من حسن
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.