پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

دور شد از یکدگر دور ز جانان من

جان من از جسم من جسم من از جان من

داغ تو و درد تو هست مرا خوش که هست

مرهم من داغ تو درد تو درمان من

از غم دلبر دلم خون شد و آن خون همه

از مژه ی خونفشان ریخت بدامان من

چاک گریبان من هر که ببیند کند

چاک گریبان خود همچو گریبان من

سیل سرشکم گذشت از سر افلاک کو

نوح که تا بنگرد موجه ی طوفان من

وای بر اهل حساب گر بدرازی رفیق

روز قیامت بود چون شب هجران من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
  2. شمارهٔ ۲۵۵با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
  3. شمارهٔ ۲۵۶خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من
  4. شمارهٔ ۲۵۷به غیر دل که کند تا سحر فغان با من
  5. شمارهٔ ۲۵۸صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
  6. شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن
  7. شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
  8. شمارهٔ ۲۶۱من نه در پیری ز هجر آن جوانم ناتوان
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.