پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۱

رخ مانند گلبرگ ترش بین

تن از برگ گل نازک ترش بین

لب شیرین تر از شهدش نظر کن

دهان به ز تنگ شکرش بین

به خد چون گل سوریش بنگر

به خط به ز مشک اذ فرش بین

سراپایش همه مطبوع و زیباست

ز سر تا پا و از پا تا سرش بین

شه حسن است و خال و خط سپاهش

سپاهش را نظر کن لشکرش بین

مپرس از من که در خونت که غلتاند

به خون آلوده دست و خنجرش بین

قبای خسروی و تاج شاهی

رفیق آن در برش این بر سرش بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۳ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
  2. شمارهٔ ۲۵۴نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
  3. شمارهٔ ۲۵۵با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
  4. شمارهٔ ۲۵۶خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من
  5. شمارهٔ ۲۵۷به غیر دل که کند تا سحر فغان با من
  6. شمارهٔ ۲۵۸صید سگان ایندرم تیع جفا بر من مزن
  7. شمارهٔ ۲۵۹عاشقان را به جفا خوار مکن
  8. شمارهٔ ۲۶۰به عمر خضر جدا از تو نیستم خرسند
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.