پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۵

به عالم حاصلی جز غم ندارم

ولی یک جو غم عالم ندارم

به جز غم در جهان همدم ندارم

وگر غم هم نباشد غم ندارم

چنان خو کرده ام با غم که گر غم

ندارم خاطر خرم ندارم

بهر جورم که خواهی امتحان کن

که من در صبر پائی کم ندارم

از آن خو با جفا دارم که هرگز

وفا چشم از بنی آدم ندارم

کسی کابم زند بر آتش دل

به غیر از دیده ی پرنم ندارم

من و جام دمادم ز آن که بی می

امید زندگی یک دم ندارم

به دل بس داغ دارم لیک در دل

رفیق اندیشه ی مرهم ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۷پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن
  2. شمارهٔ ۲۴۸بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
  3. شمارهٔ ۲۴۹شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
  4. شمارهٔ ۲۵۰دلم خواهد که جان در راه خوبان
  5. شمارهٔ ۲۵۱رخ مانند گلبرگ ترش بین
  6. شمارهٔ ۲۵۲دور شد از یکدگر دور ز جانان من
  7. شمارهٔ ۲۵۳ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
  8. شمارهٔ ۲۵۴نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.