پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن

به لطفی تا قیامت شرمسارم می‌توان کردن

به فتراک ارنه می‌بندی ز ننگ لاغری باری

به تیری ای شکارافکن شکارم می‌توان کردن

چو کردی خسته‌ام از درد داغ خویش درمانی

به جان خسته و جسم فگارم می‌توان کردن

قرار و صبر چون بردی ز جسم و جان من رحمی

به جان و جسم بی‌صبر و قرارم می‌توان کردن

ترحم گر نخواهی کرد باری گوشهٔ چشمی

به اشک چشم و چشم اشکبارم می‌توان کردن

نریزی خون من ای کینه‌جو اکنون اگر دانی

چه‌ها دیگر به روز و روزگارم می‌توان کردن

رفیق از کوی او تا چرخ کردم دور دانستم

که دور از یار و مهجور از دیارم می‌توان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
  2. شمارهٔ ۲۵۰دلم خواهد که جان در راه خوبان
  3. شمارهٔ ۲۵۱رخ مانند گلبرگ ترش بین
  4. شمارهٔ ۲۵۲دور شد از یکدگر دور ز جانان من
  5. شمارهٔ ۲۵۳ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
  6. شمارهٔ ۲۵۴نداند کاش قدر مهر من مهرآزمای من
  7. شمارهٔ ۲۵۵با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
  8. شمارهٔ ۲۵۶خوشم بسایه ات ای سرو نازپرور من
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.