پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

به بلا زار و مبتلا که منم

کس مبادا در این بلا که منم

چون ننالم گرم طبیب تویی

در چنین درد بی دوا که منم

ای که پرسی کجاست خانه ی غم

گر ز من بشنوی کجا که منم

غیر کو با تو آشنا باشد

گر چنین است آشنا که منم

آنکه گویندم چه خواهد گفت (؟)

گر بداند چنین مرا که منم

گفتمش جز وفا ندیده ستم

از تو نسبت به اقربا که منم

گفت چشم وفا مدار رفیق

از چنین شوخ بی وفا که منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم
  2. شمارهٔ ۲۴۵به عالم حاصلی جز غم ندارم
  3. شمارهٔ ۲۴۶چند از دست تو سوزد جان من
  4. شمارهٔ ۲۴۷پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن
  5. شمارهٔ ۲۴۸بیا ای بت دمی در کعبه از بتخانه مسکن کن
  6. شمارهٔ ۲۴۹شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
  7. شمارهٔ ۲۵۰دلم خواهد که جان در راه خوبان
  8. شمارهٔ ۲۵۱رخ مانند گلبرگ ترش بین
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.