پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم

ترک می و مینا چکنم گر نتوانم

زاهد کند از روز جزا بیم و من امروز

اندیشه ی فردا چکنم گر نتوانم

زاهد چه کنی منع من از عشق نکویان

منع دل شیدا چکنم گر نتوانم

در چنگ تو چون مرغ اسیرم پی پرواز

بال و پر خود واچکنم گر نتوانم

تنها به تماشا چه روم جانب گلشن

گل بی تو تماشا چکنم گر نتوانم

وصل تو شهان راست تمنا من درویش

وصل تو تمنا چکنم گر نتوانم

شرمنده ام از نسبت بالای تو با سرو

سر پیش تو بالا چکنم گر نتوانم

زیباست رفیق از همه کس صبر ولی من

صبر از رخ زیبا چکنم گر نتوانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
  2. شمارهٔ ۲۳۴به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانم
  3. شمارهٔ ۲۳۵دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
  4. شمارهٔ ۲۳۶خوش آنکه جان به پایت ای دلستان فشانم
  5. شمارهٔ ۲۳۷ز جور دوست گر خود را به کام دشمنان دیدم
  6. شمارهٔ ۲۳۸از درت امروز و فردا ای دلارا می روم
  7. شمارهٔ ۲۳۹حال بسیار ناخوشی دارم
  8. شمارهٔ ۲۴۰به کار مشکل خود یاری از یاری نمی‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.