پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم

خوش است از نالهٔ من چون دل صیاد، می‌نالم

به گوش او رساند باد مشکل ناله‌ام اما

به این امیدواری هرچه باداباد می‌نالم

نمی‌بندم زبان از ناله آن مرغ نوآموزم

که می‌ترسم رود نالیدنم از یاد، می‌نالم

گشاید بندم از پا تا ننالم من از این غافل

که پندارم ز دامم می‌کند آزاد، می‌نالم

نبندد گر زبانم شوق دیدارش به راه او

بود تا بر زبانم قوت فریاد می‌نالم

به من عهد و وفا بندد که تا بندم لب از ناله

نمی‌داند که من بی‌عهد و بی‌بنیاد می‌نالم

نمی‌نالم برای دادخواهی بر سر راهش

من از ذوق کمال یار (؟) کز بیداد می‌نالم

رفیق از من نمی‌پرسد کسی بهر چه می‌نالی،

تمام عمر اگر در این خراب‌آباد می‌نالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
  2. شمارهٔ ۲۲۴نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
  3. شمارهٔ ۲۲۵چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
  4. شمارهٔ ۲۲۶چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
  5. شمارهٔ ۲۲۷تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
  6. شمارهٔ ۲۲۸به عالم حاصلی جز غم ندارم
  7. شمارهٔ ۲۲۹شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
  8. شمارهٔ ۲۳۰مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.