پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم

که با یاران خود هر یک وفا کردم جفا دیدم

چه چگویم ای مسلمانان چها دیدم ازان، کافر

نبیند آنچه من زان شوخ کافر ماجرا دیدم

پی عمر ابد پیش خضر کی آبرو ریزم

کنون کز لعل او خاصیت آب بقا دیدم

نمی دانم چه شوقست اینکه گر صد بار روی او

دمی بینم نمی دانم ندیدم باز یا دیدم

رقیبم از بلای هجر می نالد بحمدالله

نمردم تا به درد خویش او را مبتلا دیدم

بسی دیدم جفا و جور از خوبان رفیق اما

ندیدم زین جفاکیشان وفا و مهر تا دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
  2. شمارهٔ ۲۲۷تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
  3. شمارهٔ ۲۲۸به عالم حاصلی جز غم ندارم
  4. شمارهٔ ۲۲۹شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
  5. شمارهٔ ۲۳۰مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
  6. شمارهٔ ۲۳۱من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
  7. شمارهٔ ۲۳۲بی تو جانا زندگانی چون کنم
  8. شمارهٔ ۲۳۳شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.