پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم

کناره گر نکنم از برت چه چاره کنم

ز رشک غیر کنم چون کناره از سر کویت (کذا)

بهر قدم که روم بازپس نظاره کنم

غم من از مه بی مهر من بود به چه رو

شکایت از فلک و شکوه از ستاره کنم

دمی که دست من ای گل بدامنت نرسد

به آن رسد که گریبان ز غصه پاره کنم

مراست خواب به آن شب که بر سر کویت

ز خاک بستر و بالین ز سنگ خاره کنم

شمار داغ دل خود رفیق بتوانم

ستاره های فلک را اگر شماره کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
  2. شمارهٔ ۲۲۸به عالم حاصلی جز غم ندارم
  3. شمارهٔ ۲۲۹شود چون شب بروزو روزگار خویشتن گریم
  4. شمارهٔ ۲۳۰مگذار که از حسرت دیدار بمیرم
  5. شمارهٔ ۲۳۱من توبه ز صهبا چکنم گر نتوانم
  6. شمارهٔ ۲۳۲بی تو جانا زندگانی چون کنم
  7. شمارهٔ ۲۳۳شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
  8. شمارهٔ ۲۳۴به از عشق و گدایی منصب و جاهی نمی‌دانم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.