پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۹

به جانم از غم جانان چه سازم

به جانان چون کنم با جان چه سازم

بجز جان تحفه ی جانان چه سازم

ندارم تحفه ای جز جان چه سازم

نمی داند ز دشمن آن پسر دوست

نمی دانم به این نادان چه سازم

دلت دیر آشناخو، بی سبب رنج

بسازم گر به این با آن چه سازم

به امید دوا سازند با درد

ندارد درد من درمان چه سازم

رفیق از ناله گیرم لب ببندم

به این مژگان خون افشان چه سازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۱بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم
  2. شمارهٔ ۲۲۲دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
  3. شمارهٔ ۲۲۳شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
  4. شمارهٔ ۲۲۴نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
  5. شمارهٔ ۲۲۵چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
  6. شمارهٔ ۲۲۶چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
  7. شمارهٔ ۲۲۷تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
  8. شمارهٔ ۲۲۸به عالم حاصلی جز غم ندارم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.