پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

زار از سر کوی یار رفتیم

رفتیم و به حال زار رفتیم

آن بلبل بی خودیم کز باغ

ناآمده نوبهار رفتیم

با شوق پر آمدیم لیکن

با حسرت بی شمار رفتیم

ماندیم به کنج هجر چندان

کز خاطر روزگار رفتیم

بی تاب تر آمدیم ز اول

هر بار ز کوی یار رفتیم

تا غیر رود رفیق از آن کو

با هم روزی سه چار رفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰از کوی تو غیر رفت و ما هم
  2. شمارهٔ ۲۲۱بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم
  3. شمارهٔ ۲۲۲دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
  4. شمارهٔ ۲۲۳شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
  5. شمارهٔ ۲۲۴نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
  6. شمارهٔ ۲۲۵چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
  7. شمارهٔ ۲۲۶چو من از هجر آن لیلی لب شیرین دهن میرم
  8. شمارهٔ ۲۲۷تا از تو دور ای در نایاب مانده ام
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.