پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

بر آن سرم که دل به دلبری ندهم

به آنکه داده بگیرم بدیگری ندهم

کنم ز روی بتان منع چشم و دل هر دو

به ناز سنگدلی و ستمگری ندهم

دهم به خشک لبی جان و لذت لب خشک

به زمزمی نفروشم به کوثری ندهم

از آن شراب که اندر خم سفالین است

به گنج خانه ی جمشید ساغری ندهم

ز لاله و سمن این دل دمی که نگشاید

چسان به لاله عذار سمنبری ندهم

نهال گلشن عشقم رفیق غیر از مهر

شکوفه ای نکنم جز وفا بری ندهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸زار از سر کوی یار رفتیم
  2. شمارهٔ ۲۱۹به جانم از غم جانان چه سازم
  3. شمارهٔ ۲۲۰از کوی تو غیر رفت و ما هم
  4. شمارهٔ ۲۲۱بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم
  5. شمارهٔ ۲۲۲دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
  6. شمارهٔ ۲۲۳شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
  7. شمارهٔ ۲۲۴نه تنها در ره یاری جفا زان بی وفا دیدم
  8. شمارهٔ ۲۲۵چو در کنار رقیبان ترا نظاره کنم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.