پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم

زان چشم تر چه خاک ندانم به سر کنم

جان خواستی ز من اگرت دل به این خوشست

سهل است گر تو سود کنی من ضرر کنم

گیرم ترا به ناله گرفتم [به؟] سوی خویش

کی می گذارد اشک که رویت نظر کنم

روز وصال کوته و شرح فراق را

روز جزا کمست اگر مختصر کنم

از بس فغان و ناله کشم شب، ز خانه روز

از شرم خلق سر نتوانم بدر کنم

شیرین کنم زشهد سخن کام روزگار

روزی اگر دهان ز لبت پرشکر کنم

گشت از وفا به رهگذر او رفیق خاک

وان بی وفا نگفت به خاکش گذر کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
  2. شمارهٔ ۲۱۷ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم
  3. شمارهٔ ۲۱۸زار از سر کوی یار رفتیم
  4. شمارهٔ ۲۱۹به جانم از غم جانان چه سازم
  5. شمارهٔ ۲۲۰از کوی تو غیر رفت و ما هم
  6. شمارهٔ ۲۲۱بود صیاد خوشدل تا من ناشاد می‌نالم
  7. شمارهٔ ۲۲۲دل چیست تا به دست تو ای دلستان دهم
  8. شمارهٔ ۲۲۳شب تا به روز بر سر کویت فغان کنم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.