پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

نمی‌کرد از غم جان دادن آزادم چه می‌کردم

به جان بودم ز غم گر جان نمی‌دادم چه می‌کردم

غم دل سخت و بار هجر سنگین، گر نمی‌بودی

تنی از آهن و جانی ز فولادم چه می‌کردم

پس از عمری مرا یک بار کردی یاد و خوشنودم

اگر یکبارگی می‌بردی از یادم چه می‌کردم

نداند نام یارم تا کسی شادم به گمنامی

اگر مجنون لقب می‌بود [و] فرهادم چه می‌کردم

ز دامت کآرزو دارم به قید آن گرفتاری

خدا ناکرده گر می‌کردی آزادم چه می‌کردم

به این عجزی که از بیم رهایی می‌کنم ناله

رها می‌کرد اگر بی‌رحم صیادم چه می‌کردم

به افسون وفا کردم رفیق آخر به خود رامش

نمی‌آموخت گر این علم استادم چه می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳به قربان قد و بالات گردم
  2. شمارهٔ ۲۱۴هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم
  3. شمارهٔ ۲۱۵امروز بی تو خاک چنین گر به سر کنم
  4. شمارهٔ ۲۱۶بر آن سرم که دل به دلبری ندهم
  5. شمارهٔ ۲۱۷ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم
  6. شمارهٔ ۲۱۸زار از سر کوی یار رفتیم
  7. شمارهٔ ۲۱۹به جانم از غم جانان چه سازم
  8. شمارهٔ ۲۲۰از کوی تو غیر رفت و ما هم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.