پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم

که کس ز ننگ بر کس نمی برد نامم

عجب ز شربت وصل تو گر شود شیرین

ز زهر هجر تو این سان که تلخ شد کامم

مجوی از دلم آرام دیگر ای همدم

که برده مهر دلارام از دل آرامم

زند به روز و شبم طعن تیرگی بی تو

کنی طلوع چو مه یک شب از لب بامم؟

ز یمن عشق شب و روز سرخوشم که پر است

ز خون دل قدحم و ز شراب غم جامم

ز رنج و غم دمی آسوده نیستم چو رفیق

به عشق این بود آغاز چیست انجامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
  2. شمارهٔ ۲۰۵به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
  3. شمارهٔ ۲۰۶پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
  4. شمارهٔ ۲۰۷تا چند جدا ز یار باشم
  5. شمارهٔ ۲۰۸به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
  6. شمارهٔ ۲۰۹نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
  7. شمارهٔ ۲۱۰چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
  8. شمارهٔ ۲۱۱نمی‌کرد از غم جان دادن آزادم چه می‌کردم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.