پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

پاک و پاکیزه است اصل گوهرم

خاکم از خلد است و آب از کوثرم

روضهٔ رضوان و آب سلسبیل

نیست از میخانه و می خوش‌ترم

ساغر و مینا اگر خالی شود

از می ناب و شراب احمرم

می شود خون دل و خوناب چشم

باده ی مینا شراب ساغرم

من که بودم شاد با وی روز وصل

بود زیر پر جهان سر تا سرم

مانده در دام غم هجران کنون

طایر بی بال و مرغ بی پرم

بعد عمری کان جفاجو یار داد

جای در سلک سگان آن درم

ز سگان کوی او در کوی او

از وفا بیشم به عزت کمترم

گرچه رفت و شد نهان از من رفیق

نه شد از یاد و نه رفت از خاطرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱نیاید تا به لب از ضعف جانم
  2. شمارهٔ ۲۰۲چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
  3. شمارهٔ ۲۰۳ای کرده جوانی تو پیرم
  4. شمارهٔ ۲۰۴روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
  5. شمارهٔ ۲۰۵به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
  6. شمارهٔ ۲۰۶پیاله داد بدستم سبو نهاد به دوشم
  7. شمارهٔ ۲۰۷تا چند جدا ز یار باشم
  8. شمارهٔ ۲۰۸به کوی یار باشد مدعی را راه و مسکن هم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.