پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل

درون سینه ام چون مرغ بسمل

به وصل او رسیدن سخت دشوار

به هجرش زیستن بسیار مشکل

من بی دست و پا تا چند باشم

ز هجران دست به سر پای در گل

بود عیش من و دل تلخ پیوست

ز حرف تلخ آن شیرین شمایل

از آن لب هر که شد ناکام، گردید

به کامش شهد شیرین زهر قاتل

اگر میل دل تو سوی من نیست

دل من نیست جز سوی تو مایل

بدریائی افتاده در عشق

که نه پایان بود او را نه ساحل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
  2. شمارهٔ ۱۹۵عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
  3. شمارهٔ ۱۹۶چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم
  4. شمارهٔ ۱۹۷بیا ای مونس شبهای تارم
  5. شمارهٔ ۱۹۸گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
  6. شمارهٔ ۱۹۹پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
  7. شمارهٔ ۲۰۰همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
  8. شمارهٔ ۲۰۱نیاید تا به لب از ضعف جانم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.