پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

آمدی رفتی از برم غافل

صبر و هوشم ربودی از سر و دل

ای گل از عارض تو گشته خجل

سرو پیش قد تو پا در گل

ای به رخ رشک لعبتان ختا

ای به قد غیرت بتان چگل

دلبر دیر صلح زود عتاب

مه نامهربان مهر گسل

کردی از لطف و جور روشن و تار

غیر را مجلس و مرا محفل

گلخن و گلشن از تو غیر و مرا

شب و روز است مسکن و منزل

بی تو و با تو تا کی و تا چند

من دل افگار و مدعی خوشدل

بی من ای یار کار تو آسان

بی تو ای دوست کار من مشکل

بی تو از دیگران ملول رفیق

تو به رغمش به دیگران مایل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
  2. شمارهٔ ۱۹۶چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم
  3. شمارهٔ ۱۹۷بیا ای مونس شبهای تارم
  4. شمارهٔ ۱۹۸گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
  5. شمارهٔ ۱۹۹پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
  6. شمارهٔ ۲۰۰همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
  7. شمارهٔ ۲۰۱نیاید تا به لب از ضعف جانم
  8. شمارهٔ ۲۰۲چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.