پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم

شود هر بار افزون عشقم و خواهم همان بینم

به جان و دل شود افزون مرا مهر تو گر صد ره

به سویت هر زمان آیم به رویت هر زمان بینم

خوشا روزی که این جان و دل محزون غمگین را

به رخسار تو خوش یابم به رویت شادمان بینم

خیال قد و رویت در دل و در دیده تا باشد

نه سرو بوستان خواهم نه ماه آسمان بینم

چه غم گر پیر گشتم از غم دوران که از پیری

گذارم در جوانی رو چو روی آن جوان بینم

به حال مردنم در پرده تا رویت نهان دیدم

ندانم چون شود حالم اگر رویت عیان بینم

رفیق از کینهٔ دوران چه باک و کینهٔ خصمم

به خود گر آن مه نامهربان را مهربان بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
  2. شمارهٔ ۱۹۹پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
  3. شمارهٔ ۲۰۰همه از عشق من مات و من از عشق تو حیرانم
  4. شمارهٔ ۲۰۱نیاید تا به لب از ضعف جانم
  5. شمارهٔ ۲۰۲چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
  6. شمارهٔ ۲۰۳ای کرده جوانی تو پیرم
  7. شمارهٔ ۲۰۴روزگاری روز خوش از وصل یاری داشتم
  8. شمارهٔ ۲۰۵به حسرت ای پری می دانی از کویت چسان رفتم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.