پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

داند کدام سنگدلم کرده تنگدل

آن را که کرده تنگدل آن شوخ سنگدل

خوشرنگ و بو گلی که ز گلچین و باغبان

گیرد به بوی جان و ستاند به رنگ دل

تا در عراق شهره شد آن بت به دلیری

دیگر نداد کس به بتان فرنگ دل

دل می برد به جنگ ز عشاق و غیر او

هرگز کسی نبوده ز عاشق به جنگ دل

زان بنگرد به ناز و شتابان رود به راه

تا گیرد از نظارگیان بی درنگ دل

نگذارد آنکه زمزمه ی دل شنیده است

بر بانگ نای گوش و به آواز چنگ دل

مردن رفیق بر در او به که دور از او

دادن به عار جان و نهادن به ننگ دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
  2. شمارهٔ ۱۹۳آمدی رفتی از برم غافل
  3. شمارهٔ ۱۹۴نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
  4. شمارهٔ ۱۹۵عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
  5. شمارهٔ ۱۹۶چه حسن است اینکه گر صد بار رویت هر زمان بینم
  6. شمارهٔ ۱۹۷بیا ای مونس شبهای تارم
  7. شمارهٔ ۱۹۸گرفتم ز نادیدنت خون نگریم
  8. شمارهٔ ۱۹۹پاک و پاکیزه است اصل گوهرم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.