پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

ای دلبر نازنین شمائل

ای دل به شمائل تو مائل

ای کوی تو کعبه ی طوائف

ای روی تو قبله ی قبائل

ای داغ غم تو همچو تعویذ

در گردن جان و دل حمائل

ای شهد محبت تو هالک

ای راه مودت تو هائل

چهرت نبود ز دیده غایب

مهرت نشود ز سینه زائل

گو باش هزار بحر مانع

گو باش هزار کوه حائل

با وصف تو در اواخر حسن

زشت است فسانه ی اوائل

ناکامی ما و کام اغیار

بر عشق و هوس بود دلائل

از کوی خودم مران که کفر است

در کیش کریم رد سائل

گر پیش تو دوستی گناه است

من معترفم به جرم و قائل

بر هر که رفیق این غزل خواند

گفتا لله در قائل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
  2. شمارهٔ ۱۸۹تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
  3. شمارهٔ ۱۹۰داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
  4. شمارهٔ ۱۹۱باور کس نشود قصه ی بیماری دل
  5. شمارهٔ ۱۹۲ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
  6. شمارهٔ ۱۹۳آمدی رفتی از برم غافل
  7. شمارهٔ ۱۹۴نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
  8. شمارهٔ ۱۹۵عیانست از رخ کاهی، ز اشک ارغوانی هم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.