پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف

عاشق از بلهوس ای یار نمی‌دانی حیف

طفلی و دوست ز دشمن نشناسی افسوس

کودکی یار ز اغیار نمی‌دانی حیف

به اسیران وفادار به جز جور و جفا

کاری ای شوخ جفاکار نمی‌دانی حیف

بی‌تو دل در قفس سینه اسیر غم و تو

حال این مرغ گرفتار نمی‌دانی حیف

جور و بیداد تو لطف است به عشاق دریغ

که چنین لطف سزاوار نمی‌دانی حیف

نه مرا دانی از اغیار و نه خود را ز بتان

بلبل از داغ و گل از خار نمی‌دانی حیف

همچو شمعت همه تن گشت زبان لیک رفیق

پیش او شیوهٔ گفتار نمی‌دانی حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷کشد بهر وفا تا کی جفا دل
  2. شمارهٔ ۱۸۸رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
  3. شمارهٔ ۱۸۹تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
  4. شمارهٔ ۱۹۰داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
  5. شمارهٔ ۱۹۱باور کس نشود قصه ی بیماری دل
  6. شمارهٔ ۱۹۲ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
  7. شمارهٔ ۱۹۳آمدی رفتی از برم غافل
  8. شمارهٔ ۱۹۴نثار راه جانان کی سزد جانی که من دارم
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.