پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ

مدتی رفت و بر آن عهد و وفا هست دریغ

آن که با اهل وفا عهدی اگر بست شکست

عهدها بست به اغیار که نشکست دریغ

من جز او با کس دیگر ننشستم جایی

او به جز من همه جا با همه بنشست دریغ

گفتمش سرو قدت رفت ز آغوشم حیف

گفت بی جاست به تیری که شد از شست دریغ

می زند چشم تو با ناکس و کس ناوک ناز

نکند ترک خود آن ترک سیه مست دریغ

تیر ترکی که به جان جست رفیقش همه عمر

دیر آمد به دل و زود به در جست دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶ای دلبر نازنین شمائل
  2. شمارهٔ ۱۸۷کشد بهر وفا تا کی جفا دل
  3. شمارهٔ ۱۸۸رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
  4. شمارهٔ ۱۸۹تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
  5. شمارهٔ ۱۹۰داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
  6. شمارهٔ ۱۹۱باور کس نشود قصه ی بیماری دل
  7. شمارهٔ ۱۹۲ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
  8. شمارهٔ ۱۹۳آمدی رفتی از برم غافل
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.