پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع

به نگاهی شده از چشم سیاهی قانع

صبح تا شام به نظاره ی مهری محظوظ

شام تا صبح به اندیشه ی ماهی قانع

به تمنای رخی بر سر کویی ساکن

به تماشای قدی بر سر راهی قانع

ار به آزردن من هر دم و هر لحظه حریص

من به پرسیدن او گاه به گاهی قانع

نیست قانع دل من با رخش از سبزخطان

هست تا گل نتوان شد به گیاهی قانع

میل نظاره ی ماه فلکم نیست رفیق

که به ماهی شدم از طرف کلاهی قانع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
  2. شمارهٔ ۱۸۶ای دلبر نازنین شمائل
  3. شمارهٔ ۱۸۷کشد بهر وفا تا کی جفا دل
  4. شمارهٔ ۱۸۸رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
  5. شمارهٔ ۱۸۹تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
  6. شمارهٔ ۱۹۰داند کدام سنگدلم کرده تنگدل
  7. شمارهٔ ۱۹۱باور کس نشود قصه ی بیماری دل
  8. شمارهٔ ۱۹۲ز تیغ ناز شوخی می‌تپد دل
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.