پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

با ناله و آه همنشین باش

تا می باشی دلا چنین باش

پیوسته به درد باش همدم

همواره به داغ همنشین باش

درمان طلبی مباش بی درد

شادی طلبی برو غمین باش

جویی اگر آستان جانان

نقد دل و جان در آستین باش

تا ز آتش دوریت نسوزند

با دوست چو موم و انگبین باش

شاید که رسی به جائی آخر

اسب فرصت به زیر زین باش

باشد که کنی شکار عیشی

دایم شب و روز در کمین باش

تا کی چو زنان به فکر دنیا

گر مرد رهی به فکر دین باش

زان پیش که بنددت اجل چشم

چشمی بگشا و پیش بین باش

تا گرد سرت فلک کند طوف

در پای فتاده چون زمین باش

از شعر، رفیق یا مزن دم

یا شاعر معنی آفرین باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
  2. شمارهٔ ۱۸۲بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ
  3. شمارهٔ ۱۸۳منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
  4. شمارهٔ ۱۸۴با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
  5. شمارهٔ ۱۸۵صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
  6. شمارهٔ ۱۸۶ای دلبر نازنین شمائل
  7. شمارهٔ ۱۸۷کشد بهر وفا تا کی جفا دل
  8. شمارهٔ ۱۸۸رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.