پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض

شود شرمنده سرو و گل از آن قد و از آن عارض

ز قد خویش سرو و از رخ خود گل خجل گردد

نمایی گر خرامان قد و گر سازی عیان عارض

به سرو و گل نمایی گر قد و عارض تو، ننماید

نه سرو از بوستان قد و نه گل از گلستان عارض

نگویم سرو و گل آن قد و عارض را که سرو و گل

نه رعنا همچو آن قد است و نه زیبا چو آن عارض

بود سرو و گل من آن قد و عارض نگار من

مکن پنهان ز من قد و مساز از من نهان عارض

ندارد پیش سر و قد و ماه عارضت جانا

نه سرو بوستان قد و نه ماه آسمان عارض

رفیق آن سرو گلرخ می دهد می خیز و در پیری

چو شاخ ارغوان کن قد، چو برگ ارغوان عارض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ
  2. شمارهٔ ۱۸۳منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
  3. شمارهٔ ۱۸۴با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
  4. شمارهٔ ۱۸۵صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
  5. شمارهٔ ۱۸۶ای دلبر نازنین شمائل
  6. شمارهٔ ۱۸۷کشد بهر وفا تا کی جفا دل
  7. شمارهٔ ۱۸۸رفتی و رفت از غمت ای غمگسار دل
  8. شمارهٔ ۱۸۹تو رشک گلشنی با کاکل و رخسار و قد ای گل
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.