پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

منم آن عاشق سرگشته که بر خاک درش

تا سرش خاک نشد یار نیامد به سرش

هست زرین کمر و سیم تن آن شوخ مرا

بی زر و سیم کجا دست رود در کمرش

می کنم شب همه شب ناله در آن کو تا کی

کند از حال من آگاه نسیم سحرش

نظری کرد نهان سوی من و پنداری

که نهانی نظری هست به اهل نظرش

سر برآرند ز شوق رخش از خاک اگر

روزی افتد به سر خاک شهیدان گذرش

چون سگ کوی تو گردید رفیق از در خویش

مکنش دور و مگردان چو سگان دربدرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹با ناله و آه همنشین باش
  2. شمارهٔ ۱۸۰به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض
  3. شمارهٔ ۱۸۱صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
  4. شمارهٔ ۱۸۲بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ
  5. شمارهٔ ۱۸۳منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
  6. شمارهٔ ۱۸۴با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
  7. شمارهٔ ۱۸۵صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
  8. شمارهٔ ۱۸۶ای دلبر نازنین شمائل
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.