پرش به محتوای اصلی
رفیق اصفهانی رفیق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

ترا یک بار اگر گیرم در آغوش

کنم یکبارگی خود را فراموش

چو گل پیراهنم چاکست چون نیست

در آغوش من آن سرو قباپوش

دهد از خضر و آب زندگی یاد

خط سبزش به گرد چشمه ی نوش

شب قدر است و روز عید با هم

سیه شام خط و صبح بناگوش

فراموشش مکن آن را که دانی

نخواهی گشتنش هرگز فراموش

من از غم سر به روی دوش دارم

نشسته با رقیبان دوش بر دوش

خورم خون من رفیق از رشک و باشد

به بزم مدعی یارم قدح نوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸از عشق تو در ملالتم کاش
  2. شمارهٔ ۱۷۹با ناله و آه همنشین باش
  3. شمارهٔ ۱۸۰به گلشن بگذرد گر با چنین قد و چنان عارض
  4. شمارهٔ ۱۸۱صبر کردم بر جفای او غلط کردم غلط
  5. شمارهٔ ۱۸۲بی تو ای رخشنده اختر زاختر رخشان چه حظ
  6. شمارهٔ ۱۸۳منم از چشم سیاهی به نگاهی قانع
  7. شمارهٔ ۱۸۴با رقیب از سر نو عهد و وفا بست دریغ
  8. شمارهٔ ۱۸۵صدق و کذب من و اغیار نمی‌دانی حیف
همه‌ی غزلیات ←

رفیق اصفهانی درباره‌ی رفیق اصفهانی

محمدحسین معروف به ملا حسین اصفهانی متخلص به رفیق در سال ۱۱۵۰ هجری قمری در اصفهان زاده شد. پدرش سبزی‌فروش بود. وی در اصفهان تحصیلات خود را آغاز نمود و در ادبیات برجسته شد. او در انجمن ادبی مشتاق اصفهانی شرکت داشت و از شاگردان او بود. وی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در اصفهان درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. نظمی تبریزی ماده ت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.